به سلامتی اردیبهشت

♣ می خانه!

انگور می چینم از تاک ِ بسته ی خاطراتت

خاطراتی که سالهاست

بر طاق نصرتِ همیشه سبزِ خیالم بسته ای

نیازی به سبو و ساقی و پیمانه و لب نیست

من

با بویِ خاطرات تو هم

مست می شوم!                  

                                                           " مریم توفیقی "

♣ عاشقانه ای برای حضرت اردیبهشت  ... !

سلام سایه نشین عاشقانه های بانو! حالا که برایت نامه می نویسم اولین ثانیه هایآمدن توست. تو آمده ای و از پشت پنجره به من چشم دوخته ای! به قد کشیدنِ عشق در چشمان دختری که خطوط چهره اش عمیق تر و بیشتر از همیشه شده اند!

بالاخره آمدی! بعد از هزاران نامه ای که برایت نوشتم و بی جواب گذاشتی ... بعد از سیصد و سی و پنج شب گریه ی در گلو خفته ، آمدی و درِ قفسِ تنهایی ام را گشودی و باز هم این دل را هوایی کردی!  آمدی ... بعد از ماه ها چشم دوختن به جاده ی بی حوصله ی فصل ها ...

بعد از عشق پاشی های ناشیانه ی من به حوالیِ نگاهت ... پس از آن همه انتظار ...

بهانه ی همیشگیِ شاعرانگی ام!

می دانی در قاموس دل من اردیبهشت یعنی چه؟ اردیبهشت یعنی نفس کشیدن برای آنکه قرارِ دل توست ... اردیبهشت یعنی لبخند آسمانی خدا به روی فصل ها ، یعنی آرام گرفتن زیر سایه ی درخت های از همیشه سبزترِ کوچه های خاطره! یعنی خیسِ بارانِ عشق شدن از همان باران ها که آسمان ، هر اردیبهشت  فقط با لهجه ی آسمانیِ تو قرائتش می کند ...

می دانی؟ از تو که پنهان نیست این روزها عجیب بی قرارم ... تو آمده ای ولی هنوز پرنده ی آرامش به آشیانه ی دلم برنگشته است ... این روزها دل گرفته تر از آنم که تو فکر می کنی عزیزم ...

ماه ترین ماهِ من !

دلم فنجانی عشقِ داغ می خواهد در کنج کافه ای تاریک در این شهر پِر از چراغ ... دلم می خواهد در آن کافه ی دلگرفته بنشینم چشمهایم را ببندم و تو را بو بکشم که در حوالی ام قدم می زنی . دلم میخواهد بین آن همه دود سیگارِ غریبه هایی که دلگرفته تر از من اند و مابین جادوی سرانگشتان کلایدرمن ، یک دلِ سیر گریه کنم. آنوقت تو ، هم پای اشک های من بغض کنی و با  لهجه ی شاعری که گمنام تر از گنجشک های بی نام شهر است بباری! بعد ، هر سال به وقت بارش باران برایت نامه بنویسم ، مسافرم!  ...

آن روزِ بارانی که یادت هست؟ و تو بدانی باز هم دلگرفته تر از پرندگانِ بی آشیانِ شهرم!

حالا کمی بیا نزدیک تر ... میخواهم رویِ ماه ات را ببوسم ... می خواهم تو را بو بکشم به قدر 31 روز عاشقی و پس اندازش کنم کنج قلبِ تنهایم و مزه مزه ات کنم به وقتِ دلتنگیِ چشمهایم و تشنگی کلماتم ...

ماهِ من! دلتنگی ام را در گوش ابرها بخوان ... بگذار این اردیبهشت بارانی ترین اردیبهشت ها شود در چشم اهالیِ زمین ... بگذار همه عطرِ دلتنگی مرا بگیرند ... بوی بغض های در گلو خفته و چشمهای منتظر شاعری که هنور چشم انتظار مسافریست که قرار است روزی دست در دستِ تو بیاید و او را با خودش ببرد ...

♣ عهد

به خدا قول داده ام

بی هیچ وسوسه ی انگور و سیبی

بی پر باز کردن هزار خواهش و آیا و ای کاش ...

بی دغدغه ی کشفِ سپیدِ موهایم در آینه ای که هر روز تصویر درونش غریبه تر می شود برایم

بی دلهره ی این قلبِ نارفیق و سایه ی سردِ مرگ ...

به خدا قول داده ام هیچ گاه سقوط نکنم

جز در آغوش تو!

 

 

          اردیبهشت ِ دستان تو را میخواهم در این اردیبهشت ...

/ 18 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سيده زهرا بصارتي

سلام عزيز مرسي محبت كردي . ولي من فيسبوك ندارم و پروفايلمو بستم عزيزم. خيلي ممنونم كه لينك دادي. ضمنا به خودت و قلم توانات شك نكن و سعي كن در فرصتي همشونو جمع آوري كني . قربانت

اشعار فاطمی

سلام میلاد باسعادت دخت رسول خدا (ص) حضرت فاطمه زهرا (س) و ولادت فرزند برومندش حضرت امام خمینی (ره) بر امام عصر (عج) ، رهبر معظم انقلاب و همه شیعیان و مسلمانان مخصوصا بر شما و خانواده گرامیتان مبارک باد. امیدوارم به همه آرزوهای خوبتان برسید انشاءالله[لبخند][گل]

زیر گنبد مینا

سلام بانوی اردیبهشتی. به خدا قول داده ام هیچگاه سقوط نکنم جز در آغوش تو! هیچوقت از خوندن پستهای نازت خسته نمیشم.. و واقعا لذت می برم. خوش به حالت بانو که میتونی اینقدر زیبا بنویسی.[ماچ]

فاطمه

سلام.وبلاگت قشنگه.متناتو دوس دارم آهنگ وبتم ک محشره[لبخند] موفق باشی دوست عزیز[گل]

گل گاوزبان

اتفاقی رسیدم به این جا واز این دلنوشته ی اردیبهشتی زیباتون لذت بردم مانا باشید اما نمی دونم اینو کی گفته ولی هرکی گفته خوب گفته که اردیبهشت مردم اردیجهنم ماست

زیر گنبد مینا

سلام . توی لینکام اومدی بالا فکر کردم آپ کردی ولی خبری نبود.[ناراحت] دوست دارم بانوی اردیبهشتی[قلب]

سید مسیح شاه چراغ

با سلام و احترام از این به بعد اسم تو باشد ضریح زخم...... اشک غزل با ضریح زخم به روز شد و منتظر حضور شما است. یا علی

غلامرضا نصراللهی

با سلام و احترام شاعر گرامی سفری به روزگاری دور در جاده ی شعر و خیال شما هم در این سفر همراه ما باشید نقد ها و نظرات شما را با کمال میل پذیرا هستیم.