تو از قبیله ی ابراهیمی

♣ خوشبختم

تو

با منی

همین یعنی آخرِ عشق و اردیبهشت

یعنی پناه گرفتن زیر سایه ی تو!

یعنی در آغوش کشیدن آرامش پس از یک عمر چشم دوختن به جاده ی مه آلود انتظار ...

تا تو با منی ... من خوشبختم همسفرِ همیشه در سفرم!

                                                                             مریم توفیقی

 

♣ عطر حضورِ تو

سلام چلّه نشین رویاهــای بانو! سلام مجـــنون ترین مسافر جـــاده ی خاکی ِدلم ، سلام هم قصـــّه ، سلام بال و پَـــر ... سلام حسِّ ناب ستایش ...

اینجا در حوالی رویاهای همیشه خیس من ، باران می بارد! بارانی که پهلو به گریه های اولین روز گریستنم می زند در این وادیِ سرگردانی ... دنیا! بارانی از جنس عرش که بر فرش گونه هایم می بارد و می بارد ...

حالا خوب گوش کن! می شنوی؟ بانوی تو درست شبیه اولین لحظه ی تبعیدش به زمین گریه می کند ! اما ... اشتباه نکن ! اگر آن گریه بخاطر دل بُریدن از آسمان بود این گریه برای آمدن توست که شمیم ملکوت را با هر هجای کلامت بر مشام کلماتم می نشانی!

تویی که نگاهت مرا به یاد اردیبهشتی ترین کوچه ی بهشت می اندازد و اهالی اش که همگی مُهرِ ماه بر پیشانی شان می درخشد ...  باور می کنی اگر بگویم من بار دیگر به دنیا آمده ام و این بار در نگاهِ آسمانیِ تو که مرا به یاد حضرت عشق می اندازد؟!

و عشق تنها عشق ... مرا از اندوه کویرِ تنهایی، در این وادی ِ سرگردانی نجات داد و بهانه ای برای ماندن به قلبم سپرد! و من، چقدر خوشبختم که تو این روزها با منی ... تویی که هرگاه نگاهت می کنم ، عطر بهشتیِ سیب  مشامم را اردیبهشتی می کند!

تو، از قبیله ی ابراهیم ِ بت شکن هستی و رسالتت، خراب کردن تمام بت هایی ست که من یک عمر بی دلیل، در دلم علم کرده بودم و من، هم طایفه ی هاجری که با عشق، تمام عمر، به هجرِ دوری از معشوق تن داد ...

 

♣ دو سپیدِ زمستانیِ گرم!

1. هبوط تو

دلیلِ تبعیدِ من

خوردن سیب بود

و بهانه ی هبوطِ  تو

برگرداندن من به آسمان!

ببخش که بخاطر من به زمین افتادی!

2. هدیه

برای به تو رسیدن

باید دل به آسمان می دادم

ماهِ من!

راه رسیدن به تو از زمین نه ...

که از آسمان می گذشت!

 

پ.ن: Sonf for Eli   رو می شنوید با اجرای بی نظیرِ  Andrea Bauer

 

خاکستری هستم که با دمِ هیچ کسی جز تو شعله نمی گیرم! نفس هایت را از من نگیر

                                                                          بدرود

/ 42 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صبورانه

سلام بانو دعوتید ... به غزل ها ....رباعی ها.... منتظر نقد ونظر...[گل]

صبا

سلام مهربان بانو [گل]

مهدی آخرتی

چه کسی می خواهد من و تو . . به روزم دعوتی رفیق

و.خ

سلام ما و واژگان وارداتی! به روز و مشتاق دیدارتان

یوسف

درد دارد تمام پنجره ام/شیشه هایم به سنگ چسبیده

آدم

ای کاش ایوب بود و می آموختم صبرش را ای کاش سلیمان بود می آموختم زبان حیوانات را

میشه شفاعتم کنی پسرخاله

هر عقیده ای هم که داشته باشی این‌ها سزاوار احترام هستن در سینه‌ام دوباره غمی جان گرفته است « امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است » تا لحظه‌ای پیش دلم گور سرد بود اینک به یمن یاد شما جان گرفته است "شهدارایادکنیدحتی بایک صلوات"

.....

دعوتید به وبلاگ مهدی آخرتی به روز است با خبر یک اتفاق بد [گل]

ستاره

چرا برای ظهورت مرددی آقا؟ مگو که سرزده از ما کمی بدی آقا؟! تمام ما که به تکلیف خود عمل کردیم! دگر قصور تو بوده نیامدی آقا...!!! اغاز امامت امام زمان عج مبارک باد [گل]

صبا

سلام عزیزم خیلی دلتنگتم.